تبلیغات

اللهم عجل الولیک الفرج 

سرداران شهید
سرداران شهید |      صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل خورشید شیعه
جستجو کنید.
لوگوی راه شهدا
علمای شیعه
آیت الله سیستانی

آیت الله خامنه ای

آیت الله شبیری زنجانی

آیت الله صافی گلپایگانی

آیت الله مکارم شیرازی

امکانات وب
نظر سنجی
امروزه بیشترین نیاز های کشور در کدام بخش دیده می شود؟











[ یکشنبه 10 فروردین 1393 ] [ 03:54 ب.ظ ] [ منتظر شهادت ]


                                                                 

                                                        متن قابل کپی . . .

مسئولیت انقلاب ...

 

از محل کارش تا خونه فاصله ای نبود

اراده می کرد می تونست روزی چند بار به خونه سر بزنه

با این حال سه الی چهار هفته نمی یومد

کار به جایی رسید که بچه هامون باهاش غریبی می کردند

وقتی بهش گفتم  یه کم بیشتر بیا خونه ، گفت:

شما هیچ وقت از ذهن من بیرون نمی روید

اما چه کنم که مسئولیت انقلاب سنگین تره ...

                                  خاطره ای از سردار شهید محمد بروجردی

                                   راوی : همسر شهید




[ چهارشنبه 2 بهمن 1392 ] [ 03:25 ب.ظ ] [ منتظر شهادت ]

سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او.

بعد از مدت ها کشمکش درونی که هنوز هم آزارم می دهد، برای رهایی از این زجر، به این نتیجه رسیده ام و آن در این جمله خلاصه می شود: خدایا! عاشقم کن.






از این که بنده بد و گنه کار خدایم، سخت شرمنده ام و وقتی یاد گناهانم می افتم، آرزوی مرگ می کنم؛ ولی باز چاره ام نمی شود. به راستی که (ان الانسان لفی خسر) هیچ برگ برنده ای ندارم که رو کنم؛ جز این که دلم را به دو چیز خوش کرده ام؛

یکی این که با این همه گناه، دوباره مرا به سرزمین پاک و اخلاص و صفا و محبت باز گرداند؛ پس لابد دوستم دارد و سر به سرم می گذارد؛ هر چند که چشم دلم کور است و نمی بینم و احساسش نمی کنم؛ اگر چنین نبود، پس چرا مرا به این جا آورد؟

دوم این که قلبی رئوف و مهربان دارم و با همه بدی هایم، بسیار دلسوزم. لحظه ای حاضر به تحمل هر گونه رنجی می شوم؛ بله به این دو چیز دلم را خوش کرده ام.

پس ای پروردگار من! اگر دوستم داری که مرا به این جا آورده ای، پس مرا به آرزویم که... برسان و یا به این خاطر که نمی توانم باعث رنجش کسی شوم، پس بیا و مرا مرنجان و خشنودم کن و مرا با خودت... .

دنیا برای ضعیف نفسان، یک گرداب هلاکت است. اگر لحظه ای به خودمان واگذارده شویم، وای بر ما که دیگر نابودیمان حتمی است. خوشا آن کس که به یاری او، در این گرداب هلاک گردد.

ای حسین!

ای مظلوم کربلا!

ای شفیع لبیک گویان! ندای هل من ناصرت را من نیز لبیک گفتم (به خواست او) شفاعتم کن و مگذار در این گرداب هلاکت هلاک گردم و ای خدا... .

بسیار بد و ضعیفم و در مقابل گناه، یارای مقاومت ندارم؛ زیرا هنوز نشناختمت و حتی در راه شناختت نیز زحمت نکشیده ام؛ زیرا ضعیف و پایبند به این دنیایم و نمی توانم از خوشی ها و آسایش های محض و پوشالی این دنیا دل بکنم و در راه شناختت سختی کشم؛ سختی ای که پر از شیرینی و لذت است؛ ولی افسوس که این سختی و حلاوت نصیبم نمی گردد.

خالقا! تو را به خودت قسم، تو را به پیامبران و امامان زجر کشیده و معصومت قسم، بسیار عاشقم کن.

اگر چنین کنی که از دریای رحمت و کرامتت چیزی کاسته نمی شود و زیانی به تو نمی رسد.

همه آرزویم این است که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم، برسم به آرزویی

اگر چنین کنی، دیگر هیچ نخواهم؛ چون همه چیز دارم. می دانم اگر چنین کنی، از این بند، رهایی یافته و دیگر به سویت پر... .

خدایا! دل شکسته و مهربانم را مرنجان.

تو خود گفتی که به دل شکستگان نزدیکم؛ من نیز دل شکسته دارم.

ای کسانی که این نوشته را یا بهتر بگویم این سوز دلم و این درد دل نمی دانم چه بگویم این تجربه تلخ و یا این وصیت نامه یا این پیام و یا در اصل این خواهش و تقاضای عاجزانه را می خوانید، اگر من به آرزویم رسیدم و دل از این دنیا کندم، بدانید که نالایق ترین بنده ها هم می توانند به خواست او به بالاترین درجات دست یابند؛ البته در این امر شکی نیست؛ ولی بار دیگر به عینه دیده اید که یک بنده گنه کار خدا به آرزویش رسیده است.

یا رب زِ کرم، بر من درویش نگر

هر چند نیَم لایق بخشایش تو

بر حال من خسته دل ریش نگر

حال که به عینه دیدید، شما را به خدا قسم، عاجزانه التماس و استدعا می کنم بیایید و به خاکش بیفتید؛ زار زار گریه کنید و امیدوار به بخشایش و کرمش باشید و با او آشتی کنید؛ زیرا بیش از حد مهربان و بخشنده است. فقط کافی است یک بار از ته دل صدایش کنید؛ دیگر مال خودتان نیستید و مال او می شوید؛ دیگر هر چه می کند، او می کند و هر کجا می برد، او می برد؛ ولی در این راه، آماده و حاضر به تقبل هر گونه سختی و رنج، همانند مظلوم کربلا حسین و پیامدار او زینب باشید؛ هر چند که سختی و رنج های ما در مقایسه با آنها نمی تواند قطره ای در مقابل دریا باشد. بله، خداگونه شدن، مشقات و مصائب دارد....

شنبه 7/4/65
ساعت 5 بعدازظهر
بنده مخلص و گنهکار، امیر حاج امینی

 





[ سه شنبه 1 بهمن 1392 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ منتظر شهادت ]


                                                                    متن قابل کپی . . .


قابل توجه بعضی ها ...

داشتیم می رفتیم جایی که پیچیدم توی خیابون یه طرفه

زد روی پام و گفت: داری گناه می کنی ها!

توی جمهوری اسلامی این کار خلاف قانونه

قانون هم که رعایت نکنی گناه کردی

عین اینکه نمازت قضا بشه

هیچ فرقی نداره!!!

                    خاطره ای از زندگی شهید دکتر محمد علی رهنمون

                    منبع: " کتاب یادگاران " شهید رهنمون " صفحه ۳۸




[ یکشنبه 29 دی 1392 ] [ 02:28 ب.ظ ] [ منتظر شهادت ]
آشنایی با قرآن...

http://upload7.ir/images/67853421682877292993.jpg




[ سه شنبه 3 دی 1392 ] [ 03:30 ب.ظ ] [ منتظر شهادت ]

نمازای مستحبی زیاد می خوند

توی نمازای مستحبی به یه نماز دو رکعتی خیلی مقید بود

وقت خوندنش هم حال و هوای خاصی پیدا می کرد

همیشه بعد از نماز صبح می خوندش

می دونستم پشت هر کارش حکمت و دلیلی خوابیده

روی همین حساب یه روز ازش پرسیدم:

این دو رکعت نمازی که بعد از نماز صبح می خونی چیه؟

اولش از جواب طفره می رفت

وقتی اصرارم رو دید ، گفت: اگه قول میدی تو هم همیشه بخونی میگم

قول که دادم ، گفت:

من هر روز این دو رکعت نماز رو برا سلامتی و فرج امام زمان عج می خونم ...

 

                              خاطره ای از زندگی سردار شهید سید علی حسینی

                              راوی : همسر شهید

 

بچه ها !

ما هم می تونیم به شهید حسینی قول بدیم که این نماز رو همیشه بخونیما!!

چه کاری بهتر از اینکه هر روز از خدا درخواست سلامتی و فرج امام زمانمون رو کنیم؟

عاشقای مهدی صاحب الزمان بسم الله

وعده ی ما هر روز بعد از نماز صبح...

اگه کسی هم بینمون هست که صبح سخته براش ، قول بده توی طول روز حتما بخونه.






[ دوشنبه 20 آبان 1392 ] [ 12:32 ب.ظ ] [ منتظر شهادت ]

 

سید مجتبی خیلی حضرت زهرا سلام الله علیها رو دوست داشت

یه شب دیدم صدای ناله از اتاقش بلند شد

با نگرانی رفتم سراغش

دیدم پاهاش رو تو شکمش جمع کرده

دستش هم روی پهلوش گذاشته و از درد دور خودش می پیچه

بلند بلند هم داد می زد: آخ پهلوم ... آخ پهلوم

 

چند دقیقه بعد آروم شد

گفتم: چته مادر! چی شده؟

گفت: مادر جان!

از خدا خواستم دردی که حضرت زهرا س بین در و دیوار کشید رو بهم بچشونه

الان بهم نشون داد

خیلی درد داشت مادر... خیلی!

 

                                            راوی: مادر شهید سید مجتبی علمدار

 

فدای مادر سادات سلام الله علیها...

 

                  بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسید

                                                          گل تاب فشار در و دیوار ندارد





[ دوشنبه 20 آبان 1392 ] [ 12:31 ب.ظ ] [ منتظر شهادت ]

الو الو حاج احمد کارها برا خدا نیست!

مسیر نقشه هامون تا قدس و کربلا نیست!

الو الو حاج احمد، آخر حرفم اینه:

برگرد حاجی، سیدعلی حرفاش روی زمینه!

الو الو حاجی جون قربون روی ماهت

دعا بکن بمونیم همیشه توی راهت...


منبع:http://jade-karbala.blogfa.com/


[ دوشنبه 20 آبان 1392 ] [ 12:31 ب.ظ ] [ منتظر شهادت ]
درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :