تبلیغات

اللهم عجل الولیک الفرج 

سرداران شهید
سرداران شهید |      صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل خورشید شیعه
جستجو کنید.
لوگوی راه شهدا
علمای شیعه
آیت الله سیستانی

آیت الله خامنه ای

آیت الله شبیری زنجانی

آیت الله صافی گلپایگانی

آیت الله مکارم شیرازی

امکانات وب
نظر سنجی
امروزه بیشترین نیاز های کشور در کدام بخش دیده می شود؟






ایته الله تقوایی
مردی از جنس شهدا
مردی از جنس مردم
مردی ازجنس اخلاص
ارزوی او یک جمله است
زیارت اقا امام زمان وشهادت


شب شعر (20)لاال
 



[ سه شنبه 22 بهمن 1392 ] [ 01:54 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
سلام به تمام مردم پر افتخار ایران  که دوباره افتخار افرین شدند وبا حضور پر شورشان باعث لرزه انداختن به دل دشمنانشان شدند


انشاالله که این راهپیمایی شما مورد قبول درگاه اهدیت قرار گرفته باشد التماس دعا (شادی روح شهدا صلوات)



[ سه شنبه 22 بهمن 1392 ] [ 12:25 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
این کلیپ از حامد زمانی تقدیم به تمام خوانواده های شهدا
[http://www.aparat.com/v/2LdCu]


التماس دعا نظرات یادتان نرود  انشالله فردا حضور با شکوهی در میدان ازادی به عمل بیاورید یاعلی




[ دوشنبه 21 بهمن 1392 ] [ 10:05 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

معجزه امام رضا(ع) برای بچه های تفحص
معجزه امام رضا(ع) برای بچه های تفحص

اوایل سال ۷۲ بود و گرماى فکه. در منطقه عملیاتى والفجر مقدماتى، بین کانال اول و دوم، مشغول کار بودیم. چند روزى مى شد که شهید پیدا نکرده بودیم. هر روز صبح زیارت عاشورا مى خواندیم و کار را شروع مى کردیم. گره و مشکل کار را در خود مى جستیم. مطمئن بودیم در توسلهایمان اشکالى وجود دارد.

آن روز صبح، کسى که زیارت عاشورا مى خواند، توسلى پیدا کرد به امام رضا(ع). شروع کرد به ذکر مصائب امام هشتم و کرامات او. مى خواند و همه زار زار گریه مى کردیم. در میان مداحى، از امام رضا طلب کرد که دست ما را خالى برنگرداند، ما که در این دنیا هم خواسته و خواهشمان فقط باز گردان این شهدا به آغوش خانواده‌هایشان است

هنگام غروب بود و دم تعطیل کردن کار و برگشتن به مقر. دیگر داشتیم ناامید مى شدیم. خورشید مى رفت تا پشت تپه ماهورهاى روبه رو پنهان شود. آخرین بیل‌ها که در زمین فرو رفت، تکه اى لباس توجهمان را جلب کرد. همه سراسیمه خود را به آنجا رساندند. با احترام و قداست، شهید را از خاک در آوردیم. روزى اى بود که آن روز نصیبمان شده بود.

شهیدى آرام خفته به خاک. یکى از جیب‌هاى پیراهن نظامى اش را که باز کردیم تا کارت شناسایى و مدارکش را خارج کنیم، در کمال حیرت و ناباورى، دیدیم که یک آینه کوچک، که پشت آن تصویرى نقاشى از تمثال امام رضا(ع) نقش بسته، به چشم مى خورد. از آن آینه‌هایى که در مشهد، اطراف ضریح مطهر مى فروشند. گریه مان درآمد. همه اشک مى ریختند. جالب تر و سوزناکتر از همه زمانى بود که از روى کارت شناسایى اش فهمیدیم نامش «سید رضا» است. شور و حال عجیبى بر بچه‌ها حکمفرما شد.شهید را که به شهرستان ورامین بردند، بچه‌ها رفتند پهلوى مادرش تا سرّ این مسئله را دریابند. مادر بدون اینکه اطلاعى از این امر داشته باشد، گفت:«پسر من علاقه و ارادت خاصى به حضرت امام رضا(ع) داشت




[ شنبه 19 بهمن 1392 ] [ 08:54 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
[http://www.aparat.com/v/mxowG]


شادی روح شهدا صلوات



[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 11:19 ق.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
یک فرمانده  تا کجا می تواند در دل بچه های( بسیجی -سپاهی -ارتشی ها) چنان جا بگیر ه چند ساعتی روی دست ها  انها باشه این چیزی جز عشق نیست

دهه فجر و دهه شهدای انقلابی مبارکباد شادی روح تمام شهدای انقلاب اسلامی صلوات

[http://www.aparat.com/v/qiTdm]




[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 10:36 ق.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
                                                                                                              دیدار امام زمان شهید زین الدین 
[http://www.aparat.com/v/LW2CU]
                                            امیدوارم از دیدن این کلیپ راضی باشید
.                                                                                                  (جهت شادی روح همه شهدا انقلاب اسلامی صلوات)



[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 04:59 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام این یکی از خاطرات من از جنوب برای اولین بار است که چگونه  محبت شهید زین الدین در دلم افتاد راستش بخواهید نمی توانم بگویم چه جوری وچطور فقط همین بگم از این اینجا شروع شد که اولین ارودوهای طرح صالحین ما رو بردن جنوب . توراه که با بچه های گل مسجد باب الحوائج اشنا شده بودیم . چند تا رفیق تو گروه داشتیم یکی شون خیلی بچه گلی بود از اون گل های روزگار به اسم علی با ما سر یک صندلی نشسته بود ازاین جا شروع شد ادامه مطلب انشالله بعد از دیدن کلیپ
[http://www.aparat.com/v/CsS86]
لطفا مارا در ادامه دادن خاطرات به وسیله نظر سنجی حمایت کنید



[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 12:41 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
 کلیپی از شهید زین الدین                                                                                                                                                                                                                                                                                           
[http://www.aparat.com/v/UJFwk]



[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 12:27 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

این یك سناریوی تخیلی است كه شاید روزگاری واقعا اتفاق بیفتد:

ساعت هفت صبح، تهران:

خورشید در صبح یك روز زمستانی در حال طلوع است. مه صبحگاهی شهر را به استثنای برج میلاد پوشانده است. با این حال اكثر مردم از دیشب بیدارند و جلوی تلویزیون نشسته اند تا از آخرین خبرها مطلع شوند. مجری خبر ساعت هفت صبح بر صفحه تلویزیون ظاهر می شود و در حالی كه كمی هیجان زده به نظر می رسد می گوید:

به آخرین خبرها از حمله ی دیشب آمریكا و اسراییل به كشورمان توجه كنید: شب گذشته حوالی ساعت 23:30 دقیقه 80 فروند جنگنده ی اسراییلی از سه مسیر هوایی وارد فضای كشورمان شدند. 20 هواپیما از طریق شمال عربستان - جنوب عراق، 40 هواپیما از كریدور هوایی اردن - مركز عراق  و 20 هواپیما هم از فراز مرز عراق و تركیه  به مراكز هسته ای و نظامی كشورمان حمله كردند. همچنین به طور همزمان 300 جنگنده  از ناو های هواپیمابر یو اس اس بوش، نیمیتز، استنیس، آیزنهاور و اینترپرایز مستقر در خلیج فارس از طریق مرزهای جنوبی وارد قلمرو كشورمان شدند. هدف این حملات مراكز هسته ای بوشهر، اصفهان، اراك، نطنز، ساغند و همچنین پایگاه های نظامی مستقر در اطراف تهران، قم، سمنان، تبریز، بندرعباس و اهواز بوده است. همچنین از لحظاتی قبل ناوهای آمریكایی به قصد تصرف بنادر جنوبی به ویژه ماهشهر، خارك، بوشهر، بندرعباس و چابهار و در اختیار گرفتن تنگه ی هرمز از مرزهای آبی كشورمان عبور كرده اند. خبرهای تایید نشده تعداد این ناوها را دوازده عدد ذكر كرده است. برای آگاهی بیشتر از تلفات حمله ی دیشب و عمكرد نیروهای نظامی كشورمان به اطلاعیه ی شماره ی یك ستاد مشترك نیروهای مسلح كه هم اینك به دستم رسید توجه كنید:

بسم الله القاصم الجبارین

اطلاعیه ی شماره ی یك ستاد مشترك نیروهای مسلح

به آگاهی مردم غیور و انقلابی ایران می رساند در اولین لحظات حمله ی هوایی شب گذشته، تیز پروازان ارتش و سپاه جمهوری اسلامی ایران به مقابله با مهاجمان برآمدند كه در مجموع باعث سقوط بیست و سه فروند جنگنده ی نظامی دشمن شدند و پانزده نفر از خلبانان مهاجم به اسارت نیروهای خودی در آمدند. همچنین نیروهای پدافندی مستقر در مراكز نظامی و هسته ای موفق به ساقط كردن چهارده هواپیمای جنگنده ی اسراییلی و آمریكایی شدند. در جریان این حملات ششصد و پنجاه نفر از نیروهای نظامی و غیرنظامی به درجه ی رفیع شهادت نائل آمدند. طبق آخرین برآوردها میزان خسارات وارده به مراكز حساس نزدیك به چهل درصد بوده است. بدیهی است در ساعات آینده آمریكا، اسراییل و تمام كشورهای متحد آنها در منطقه باید منتظر پاسخ های قاطع ما باشند.

ساعت 8:13 صبح، نیویورك، استودیوی خبر شبكه CNN:

 گوینده ی اخبار بعد از آرم BREAKING NEWS  بر صفحه ی تلویزیون ظاهر می شود و در حالی كه كمی نفس نفس می زند رو به دوربین می گوید: ایران اولین واكنش ها را به حمله ی شب گذشته شروع كرده است. لحظاتی پیش 400 موشك زمین به دریا، 200 موشك شهاب و 300 موشك زیر سطحی حوت، 12 ناو آمریكایی حاضر در خلیج فارس را هدف گرفتند. از میان این ناوها، غرق شدن پنج ناو  و آسیب جدی به بقیه ی ناوها گزارش شده است. به گزارش شاهدان عینی هم اكنون اجساد سربازان آمریكایی خوراك كوسه های خلیج فارس شده اند. 

ساعت 8:42 صبح، واشنگتن، استودیوی خبر شبكه FOX NEWS:

خبرنگار شبكه از ابوظبی گزارش می دهد: چند ثانیه ی پیش ناو هواپیمابر اینترپرایز در تنگه ی هرمز غرق و عملا این تنگه بسته شد. ستاد كل فرماندهی ایالات متحده در خاورمیانه از كشورهای حاشیه ی خلیج فارس برای اعزام كشتی های امدادی به منطقه درخواست كمك فوری كرده است. به گفته ی ژنرال پترائوس به نظر می رسد متاسفانه ناوهای آمریكایی در یك دام بزرگ به نام خلیج فارس گیر افتاده اند. از سوی دیگر با بسته شدن تنگه ی هرمز صادرات 40 درصد نفت جهان از این تنگه متوقف شده است. بهای هر بشكه نفت در بازارهای جهانی به بیش از 300 دلار رسیده است كه این موضوع شوك مالی تازه ای را به اقتصاد وخیم جهان وارد می كند.

ساعت 9:28 صبح، لندن، استودیوی خبر شبكه BBC:

هم اینك ارتباط مستقیمی با خبرنگارمان در تل آویو داریم. جان ممكنه بگی الان توی اسراییل اوضاع چطوره؟

- سلام تونی. راستش رو بخوای اصلا اینجا وضعیت خوب نیست. آماری كه بهت میدم دقیق نیست چون الان كسی نیست كه بشه ازش آمار گرفت. توی شصت دقیقه ی گذشته ایران نزدیك به چهار هزار موشك به سمت اسراییل پرتاب كرده كه میشه گفت هرچی اسراییل توی شصت سال گذشته، ساخته رو از بین برده. برق و آب كل اسراییل قطع شده، تلفن ها و خطوط موبایل كار نمی كنن. تمام مراكز سیاسی، پادگان های نظامی، فرودگاه ها و نیروگاه ها با خاك یكسان شدن. شبكه های تلویزیونی جز برفك چیزی رو نشون نمیدن. مردم سراسیمه و وحشتزده به سمت خارج از شهرها در حال فرار هستن. اتوبان های خروجی تقریبا قفل شده و مردم مجبورن پیاده از شهر بیرون برن. خبرهای تایید نشده حاكی از پیشروی نیروهای حزب الله و حماس به داخل مرزهای اسراییله. به نظر میرسه سوریه  هم از فرصت استفاده كرده و در حال بازپس گیری بلندی های جولانه. شایعاتی در بین مردم شنیده میشه كه قراره نیروهای ایرانی تا ساعاتی دیگه از طریق سوریه و لبنان وارد اسراییل بشن و كار رو یكسره كنن. 

ساعت 9:37 صبح، قطر، استودیوی خبر شبكه الجزیره:

لحظاتی پیش اطلاعیه ی شماره ی دو ستاد مشترك نیروهای مسلح ایران منتشر شد. در این اطلاعیه به صراحت به كشورهایی كه در حمله به ایران، به آمریكا و اسراییل كمك كرده اند هشدار داده شده است كه تا ساعاتی دیگر پاسخ دردناكی را از سوی ایران تجربه خواهند كرد.  این اطلاعیه با این جمله به پایان می رسد: شما شروع كردید ولی ما تمامش می كنیم!

ساعت 10 صبح، تهران، ساختمانی در حوالی خیابان فلسطین

فرماندهان عالیرتبه ی نظامی دور یك میز دایره ای شكل چوبی نشسته اند و منتظر ورود شخصی به جلسه هستند. نقشه ی بزرگی از اسراییل به دیوار زده شده است و یكی از فرماندهان كنار نقشه ایستاده است تا پس از  آغاز جلسه توضیحات لازم را ارائه كند. در باز می شود. فرماندهان به نشانه ی احترام از جا بلند می شوند. شخصی كه از گام برداشتنش صلابت و اقتدار نمایان است قدم به داخل اتاق می گذارد!

 

پی نوشت: ماییم و نوای بی نوایی / بسم اله اگر حریف مایی!!!لطفا نظرات خود را بنوسید






[ شنبه 5 بهمن 1392 ] [ 02:17 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]


                                                                 

                                                        متن قابل کپی . . .

مسئولیت انقلاب ...

 

از محل کارش تا خونه فاصله ای نبود

اراده می کرد می تونست روزی چند بار به خونه سر بزنه

با این حال سه الی چهار هفته نمی یومد

کار به جایی رسید که بچه هامون باهاش غریبی می کردند

وقتی بهش گفتم  یه کم بیشتر بیا خونه ، گفت:

شما هیچ وقت از ذهن من بیرون نمی روید

اما چه کنم که مسئولیت انقلاب سنگین تره ...

                                  خاطره ای از سردار شهید محمد بروجردی

                                   راوی : همسر شهید




[ چهارشنبه 2 بهمن 1392 ] [ 03:25 ب.ظ ] [ منتظر شهادت ]

سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او.

بعد از مدت ها کشمکش درونی که هنوز هم آزارم می دهد، برای رهایی از این زجر، به این نتیجه رسیده ام و آن در این جمله خلاصه می شود: خدایا! عاشقم کن.






از این که بنده بد و گنه کار خدایم، سخت شرمنده ام و وقتی یاد گناهانم می افتم، آرزوی مرگ می کنم؛ ولی باز چاره ام نمی شود. به راستی که (ان الانسان لفی خسر) هیچ برگ برنده ای ندارم که رو کنم؛ جز این که دلم را به دو چیز خوش کرده ام؛

یکی این که با این همه گناه، دوباره مرا به سرزمین پاک و اخلاص و صفا و محبت باز گرداند؛ پس لابد دوستم دارد و سر به سرم می گذارد؛ هر چند که چشم دلم کور است و نمی بینم و احساسش نمی کنم؛ اگر چنین نبود، پس چرا مرا به این جا آورد؟

دوم این که قلبی رئوف و مهربان دارم و با همه بدی هایم، بسیار دلسوزم. لحظه ای حاضر به تحمل هر گونه رنجی می شوم؛ بله به این دو چیز دلم را خوش کرده ام.

پس ای پروردگار من! اگر دوستم داری که مرا به این جا آورده ای، پس مرا به آرزویم که... برسان و یا به این خاطر که نمی توانم باعث رنجش کسی شوم، پس بیا و مرا مرنجان و خشنودم کن و مرا با خودت... .

دنیا برای ضعیف نفسان، یک گرداب هلاکت است. اگر لحظه ای به خودمان واگذارده شویم، وای بر ما که دیگر نابودیمان حتمی است. خوشا آن کس که به یاری او، در این گرداب هلاک گردد.

ای حسین!

ای مظلوم کربلا!

ای شفیع لبیک گویان! ندای هل من ناصرت را من نیز لبیک گفتم (به خواست او) شفاعتم کن و مگذار در این گرداب هلاکت هلاک گردم و ای خدا... .

بسیار بد و ضعیفم و در مقابل گناه، یارای مقاومت ندارم؛ زیرا هنوز نشناختمت و حتی در راه شناختت نیز زحمت نکشیده ام؛ زیرا ضعیف و پایبند به این دنیایم و نمی توانم از خوشی ها و آسایش های محض و پوشالی این دنیا دل بکنم و در راه شناختت سختی کشم؛ سختی ای که پر از شیرینی و لذت است؛ ولی افسوس که این سختی و حلاوت نصیبم نمی گردد.

خالقا! تو را به خودت قسم، تو را به پیامبران و امامان زجر کشیده و معصومت قسم، بسیار عاشقم کن.

اگر چنین کنی که از دریای رحمت و کرامتت چیزی کاسته نمی شود و زیانی به تو نمی رسد.

همه آرزویم این است که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم، برسم به آرزویی

اگر چنین کنی، دیگر هیچ نخواهم؛ چون همه چیز دارم. می دانم اگر چنین کنی، از این بند، رهایی یافته و دیگر به سویت پر... .

خدایا! دل شکسته و مهربانم را مرنجان.

تو خود گفتی که به دل شکستگان نزدیکم؛ من نیز دل شکسته دارم.

ای کسانی که این نوشته را یا بهتر بگویم این سوز دلم و این درد دل نمی دانم چه بگویم این تجربه تلخ و یا این وصیت نامه یا این پیام و یا در اصل این خواهش و تقاضای عاجزانه را می خوانید، اگر من به آرزویم رسیدم و دل از این دنیا کندم، بدانید که نالایق ترین بنده ها هم می توانند به خواست او به بالاترین درجات دست یابند؛ البته در این امر شکی نیست؛ ولی بار دیگر به عینه دیده اید که یک بنده گنه کار خدا به آرزویش رسیده است.

یا رب زِ کرم، بر من درویش نگر

هر چند نیَم لایق بخشایش تو

بر حال من خسته دل ریش نگر

حال که به عینه دیدید، شما را به خدا قسم، عاجزانه التماس و استدعا می کنم بیایید و به خاکش بیفتید؛ زار زار گریه کنید و امیدوار به بخشایش و کرمش باشید و با او آشتی کنید؛ زیرا بیش از حد مهربان و بخشنده است. فقط کافی است یک بار از ته دل صدایش کنید؛ دیگر مال خودتان نیستید و مال او می شوید؛ دیگر هر چه می کند، او می کند و هر کجا می برد، او می برد؛ ولی در این راه، آماده و حاضر به تقبل هر گونه سختی و رنج، همانند مظلوم کربلا حسین و پیامدار او زینب باشید؛ هر چند که سختی و رنج های ما در مقایسه با آنها نمی تواند قطره ای در مقابل دریا باشد. بله، خداگونه شدن، مشقات و مصائب دارد....

شنبه 7/4/65
ساعت 5 بعدازظهر
بنده مخلص و گنهکار، امیر حاج امینی

 





[ سه شنبه 1 بهمن 1392 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ منتظر شهادت ]

پیامبری که معجزه نداشت!

معجزات پیامبر اسلام,معجزات حضرت محمد(ص)

پیامبری که معجزه نداشت!
عده‌ای از مخالفان اسلام به منظور پایین آوردن مقام و منزلت پیامبر عزیزمان، ادعا کرده‌اند که پیامبر اسلام معجزه‌ای جز قرآن نداشت و تنها به وسیله آن مردم را به سوی خود می‌خواند...
 برخی از آن‌ها پا را فراتر نهاده و بر همین اساس از ریشه، پیامبری حضرت محمد صلّی الله علیه و آله را زیر سوال برده‌اند.
فندر، کشیش معروف آلمانی می‌گوید:
از شرایط نبوت، ظهور معجزه است که محمد دارای آن نبوده است. زیرا در قرآن به صراحت آمده است:
«وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیاتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآیاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذیرٌ مُبینٌ.»  1
و گفتند: چرا بر او از طرف پروردگارش معجزاتی نازل نمی‌شود؟ بگو: معجزات تنها نزد خداست (و به فرمان او نازل میشود نه به میل دیگران) و من فقط هشدار دهنده‌ای آشکار هستم.
وی به آیات 93 سوره اسراء و 109 سوره انعام نیز استناد کرده است.  2
«مسیو ژرژ دوروی» نیز در کتاب خود عکسی از آن حضرت کشیده که قرآنی در دست دارد و در حال ورق زدن آن است. او در زیر آن عکس، نوشته است: «چون از این بزرگوار معجزه می‌خواستند در پاسخ به آنان می‌گفت: اختیار معجزه در دست من نیست و این نعمت به من عنایت نشده است.» 3
پاسخ ‌ها:
در برابر این ادعای بی ریشه، پاسخ‌های فراوانی وجود دارد، که ما به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
پاسخ اول:
پیامبر اکرم، بنابر شواهد قطعی و متواتر تاریخی، به جز قرآن معجزات فراوانی داشته است که برخی تعداد آن را افزون بر چهار هزار معجزه دانسته‌اند .4 معجزاتی نظیر شق القمر، آگاهی از درون دیگران، شفای بیماران که بیان یک یک آن‌ها سخن را به درازا خواهد کشاند.
گروهی از این معجزات، مربوط به پیشگویی‌های پیامبر است که در قرآن نیز به برخی از آن‌ها اشاره شده است. حتی اگر فرض کنیم که قرآن به تنهایی معجزه به حساب نمی‌آید، پیش گویی های قرآن که از زبان پیامبر به مردم ارائه شده، معجزه‌ای محکم و استوار خواهد بود که جای هیچ تردیدی را باقی نمی‌گذارد. نمونه بارز این پیش گویی ها پیروزی امپراطوی بزرگ روم بر حکومت پر قدرت و پهناور ایران است.
در دوران خسروپرویز، جنگی طولانی میان ایرانیان و رومیان در گرفت که 24 سال ادامه یافت. در حدود سال 616میلادی ایرانیان به روم شرقی حمله کردند و آن‌ها را شکست دادند. دولت روم شرقی که گرفتار شکست سختی شده بود تا آستانه انقراض پیش رفت و دولت ایران تمام متصرفات آسیایی او را به همراه مصر تسخیر کرد.
این پیروزی چنان اقتداری به حکومت خسروپرویز بخشید و چنان ضعفی را بر دولت رومیان حاکم کرد که حتی خیال دگرگونی این وضعیت در ذهن احدی نمی‌گنجید. اما در همین شرایط قرآن می‌گوید:
غُلِبَتِ الرُّومُ. فی أَدْنَی الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ. فی بِضْعِ سِنین ... 5
رومیان مغلوبِ (ایرانیان) شدند. (این شکست) در نزدیک‌ترین سرزمین (رخ داد) ولی آنان بعد از مغلوب شدن، در آینده نزدیکی پیروز خواهند شد. (این پیروزی) در چند سال (آینده خواهد بود)
رومیان در سال 622 میلادی به ایران حمله کردند و پس از شکست های پی در پی که به لشکر خسروپرویز وارد ساختند، در سال 628، پیروز نهایی میدان شدند. یعنی درست 12 سال پس از شکست سنگینی که از ایرانیان خورده بودند. شکست رومیان در حدود سال هفتم بعثت و پیروزی آنان در حدود سال ششم یا هفتم هجری بوده است.
اکنون این سؤال مطرح است که آیا یک انسان با علم عادی می‌تواند این چنین قاطعانه از حادثه‌ای به این مهمی خبر دهد؟ حتی اگر فرض کنیم که این جریان از نظر سیاسی قابل پیش بینی باشد که نبود، باید با احتیاط و احتمال بیان می‌شد. اما این آیات چنان با صراحت و قاطعیت است که اگر خلاف آن پیش می‌آمد، بهترین سند برای نبوت پیامبر بود.
پاسخ دوم :
با مراجعه به آیات استناد شده توسط مخالفان در می‌یابیم که این آیات، مربوط به معجزات درخواستی و پیشنهادی است، نه معجزات اثباتی و ابتدایی. بسیاری از کافران با معجزات و قراین فراوانی که از پیامبر دیده بودند، می‌دانستند که او راست می‌گوید. اما با این حال ایمان نیاوردند و به دنبال یافتن حقیقت نبودند. آنها می‌خواستند از یک سو اعجاز قرآن را نادیده بگیرند و از سوی دیگر با بهانه جویی‌های پی در پی، معجزه را به صورت بازیچه‌ای بی ارزش در آورند. گویا در خواست معجزه یکی از سرگرمی‌های آنان شده بود و هر کدامشان پیشنهادی مسخره آمیز را به پیامبر ارائه می‌دادند.
روشن است که پاسخ گویی به چنین درخواست‌هایی، عاقلانه نیست و همان معجزات گذشته برای آن‌ها کافی می‌باشد.
پاسخ سوم :
کیفیت معجزه از کمیت آن پر اهمیت‌تر است. به نظر شما درست است که معجزه را مثل هندوانه، کیلویی و مثل تخم مرغ دانه‌ای حساب کنیم؟
بر فرض که پیامبر اسلام تنها یک معجزه داشته باشد که مسلما این طور نبوده، اگر ارزش همین یک معجزه بالاتر از همه معجزات پیامبران گذشته باشد، آیا همین یک معجزه کافی نخواهد بود؟
آیا ارزش یک معجزه جاویدان با معجزه‌های فراوانی که محدود به یک زمان کوتاه هستند، قابل مقایسه است؟
مسلما معجزه بزرگی همچون قرآن که ماهیتا متفاوت با همه معجزات انبیاء گذشته است، برای اثبات پیامبری نبی اکرم، کافی است.

معجزه‌ای که پس از 1400 سال هر روز که از عمرش می‌گذرد، بر تازگی آن افزوده می‌شود و محتوای ناب آن پدیدارتر می‌گردد. معجزه‌ای که نه دست تحریف به آن گشوده شده و نه کسی توانسته مثل آن را بیاورد.با مراجعه به آیات استناد شده توسط مخالفان در می‌یابیم که این آیات، مربوط به معجزات درخواستی و پیشنهادی است، نه معجزات اثباتی و ابتدایی. بسیاری از کافران با معجزات و قراین فراوانی که از پیامبر دیده بودند، می‌دانستند که او راست می‌گوید. اما با این حال ایمان نیاوردند و به دنبال یافتن حقیقت نبودند.

پاسخ چهارم :
صاحبان همه ادیان الهی قبول دارند که معجزه کاری است خارق العاده که با «اذن خداوند» در اختیار پیامبران قرار می‌گیرد. بنابراین فرستادن معجزه با اراده و فرمان خداوند صورت می‌پذیرد و هیچ یک از پیامبران خدا، دخالتی در آن ندارند.
آیات مورد استناد مخالفان نیز در صدد بیان همین نکته است که معجزه تنها با اذن خداوند امکان پذیر است و پیامبر، بشری همچون دیگران است و تنها وظیفه پیام رسانی را بر عهده دارد. بنابراین اگر خداوند صلاح بداند اجازه معجزه را صادر می‌کند. اما اگر آن را به صلاح دین و مردم نداند، اجازه آن را به هیچ پیامبری نخواهد داد.
پاسخ پنجم :
پیامبران گذشته نیزهمیشه به معجزات پیشنهادی دیگران جامه عمل نپوشانده اند. برای نمونه یکی از درخواست‌های قوم بنی اسرائیل از حضرت موسی این بود که خدا را به ما نشان بده. اما ببینیم خداوند در برابر چنین درخواستی چگونه عمل کرده است. قرآن می‌گوید:
اهل کتاب از تو می‌خواهند که کتاب و نوشته‌ای از آسمان به رایشان فرود آوری. آن‌ها از موسی بزرگ‌تر از آن را خواستند و گفتند: «خدا را آشکارا به ما نشان بده!» پس به سزای این ظلم و ستمشان صاعقه آنان را فراگرفت. 6
پی نوشت ها
1- سوره عنکبوت, آیه 50.
2- میزان الحق, ص 227.
3- ر.ک : آیت الله سبحانی, منشور جاوید, ج 7, ص 208.
4- برای اطلاع بیشتر می توانید به کتاب مدینة المعاجز نوشته سید هاشم بحرانی مراجعه کنید.
5- سوره روم, آیه 1 تا 3.
6- سوره نساء, آیه 153.



[ سه شنبه 1 بهمن 1392 ] [ 10:48 ق.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

مختصری از زندگانى‌ حضرت امام صادق (ع)

امام صادق(ع),زندگینامه امام صادق (ع),ولادت امام جعفر صادق (ع),زندگی نامه امام جعفر صادق (ع)

مختصری از زندگانى‌ حضرت امام صادق (ع)
1. امام‌ صادق‌ ( ع‌ )
حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السلام‌ رئیس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( شیعه‌ ) در روز 17ربیع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود .
پدرش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بكر مى‌باشد.
كنیه‌ آن‌ حضرت‌ : "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" است‌ . حضرت‌ صادق‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گرامیش‌ حضرت‌ سجاد بود و مسلما تربیت اولیه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ ( ع‌ ) از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌چینى‌ كرده‌ است‌ .
پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نیز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) زندگى‌ كرد و با این‌ ترتیب‌ 31 سال‌ از دوران‌ عمر خود را در خدمت‌ جد و پدر بزرگوار خود كه‌ هر یك‌ از آنان‌ در زمان‌ خویش‌ حجت‌ خدا بودند ، و از مبدأ فیض‌ كسب‌ نور مى‌نمودند گذرانید .
بنابراین‌ صرف‌ نظر از جنبه‌ الهى‌ و افاضات‌ رحمانى‌ كه‌ هر امامى‌ آن‌ را دار مى‌باشد ، بهره‌مندى‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد كه‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتى‌ و شم‌ علمى‌ و ذكاوت‌ بسیار ، به‌ حد كمال‌ علم‌ و ادب‌ رسید و در عصر خود بزرگترین‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گردید .
پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ 34 سال‌ نیز دوره‌ امامت‌ او بود كه‌ در این‌ مدت‌ "مكتب‌ جعفرى‌" را پایه‌ریزى‌ فرمود و موجب‌ بازسازى‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ شریعت‌ محمدى‌ ( ص‌ ) گردید .
زندگى‌ پر بار امام‌ جعفر صادق‌ ( ع‌ ) مصادف‌ بود با خلافت‌ پنج‌ نفر از بنى‌ امیه‌ ( هشام‌ بن‌ عبدالملك‌ - ولید بن‌ یزید - یزید بن‌ ولید - ابراهیم‌ بن‌ ولید - مروان‌ حمار ) كه‌ هر یك‌ به‌ نحوى‌ موجب‌ تألم‌ و تأثر و كدورت‌ روح‌ بلند امام‌ معصوم‌ ( ع‌ ) را فراهم‌ مى‌كرده‌اند ، و دو نفر از خلفاى‌ عباسى‌ ( سفاح‌ و منصور ) نیز در زمان‌ امام‌ ( ع‌ ) مسند خلافت‌ را تصاحب‌ كردند و نشان‌ دادند كه‌ در بیداد و ستم‌ بر امویان‌ پیشى‌ گرفته‌اند ، چنانكه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در 10 سال‌ آخر عمر شریفش‌ در ناامنى‌ و ناراحتى‌ بیشترى‌ بسر مى‌برد .
2. عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ )
عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) یكى‌ از طوفانى‌ترین‌ ادوار تاریخ‌ اسلام‌ است‌ كه‌ از یك‌ سواغتشاشها و انقلابهاى‌ پیاپى‌ گروههاى‌ مختلف‌ ، بویژه‌ از طرف‌ خونخواهان‌ امام‌ حسین‌ ( ع‌ ) رخ‌ مى‌داد ، كه‌ انقلاب‌ "ابو سلمه‌" در كوفه‌ و "ابو مسلم‌" در خراسان‌ و ایران‌ از مهمترین‌ آنها بوده‌ است‌ .

و همین‌ انقلاب‌ سرانجام‌ حكومت‌ شوم‌ بنى‌ امیه‌ را برانداخت‌ و مردم‌ را از یوغ‌ ستم‌ و بیدادشان‌ رها ساخت‌ . لیكن‌ سرانجام‌ بنى‌ عباس‌ با تردستى‌ و توطئه‌ ، بناحق‌ از انقلاب‌ بهره‌ گرفته‌ و حكومت‌ و خلافت‌ را تصاحب‌ كردند . دوره‌ انتقال‌ حكومت‌ هزار ماهه‌ بنى‌ امیه‌ به‌ بنى‌ عباس‌ طوفانى‌ترین‌ و پر هرج‌ و مرج‌ ترین‌ دورانى‌ بود كه‌ زندگى‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) را فراگرفته‌ بود .
و از دیگر سو عصر آن‌ حضرت‌ ، عصر برخورد مكتبها و ایده‌ئولوژیها و عصر تضاد افكار فلسفى‌ و كلامى‌ مختلف‌ بود ، كه‌ از برخورد ملتهاى‌ اسلام‌ با مردم‌ كشورهاى‌ فتح‌ شده‌ و نیز روابط مراكز اسلامى‌ با دنیاى‌ خارج‌ ، به‌ وجود آمده‌ و در مسلمانان‌ نیز شور و هیجانى‌ براى‌ فهمیدن‌ و پژوهش‌ پدید آورده‌ بود .
عصرى‌ كه‌ كوچكترین‌ كم‌ كارى‌ یا عدم‌ بیدارى‌ و تحرك‌ پاسدار راستین‌ اسلام‌ ، یعنى‌ امام‌ ( ع‌ ) ، موجب‌ نابودى‌ دین‌ و پوسیدگى‌ تعلیمات‌ حیات‌بخش‌ اسلام‌ ، هم‌ از درون‌ و هم‌ از بیرون‌ مى‌شد .
اینجا بود كه‌ امام‌ ( ع‌ ) دشوارى‌ فراوان‌ در پیش‌ و مسؤولیت‌ عظیم‌ بر دوش‌ داشت‌ . پیشواى‌ ششم‌ در گیر و دار چنین‌ بحرانى‌ مى‌بایست‌ از یك‌ سو به‌ فكر نجات‌ افكار توده‌ مسلمان‌ از الحاد و بى‌دینى‌ و كفر و نیز مانع‌ انحراف‌ اصول‌ و معارف‌ اسلامى‌ از مسیر راستین‌ باشد ، و از توجیهات‌ غلط و وارونه‌ دستورات‌ دین‌ به‌ وسیله‌ خلفاى‌ وقت‌ جلوگیرى‌ كند .
علاوه‌ بر این‌ ، با نقشه‌اى‌ دقیق‌ و ماهرانه‌ ، شیعه‌ را از اضمحلال‌ و نابودى‌ برهاند ، شیعه‌اى‌ كه‌ در خفقان‌ و شكنجه‌ حكومت‌ پیشین‌ ، آخرین‌ رمقها را مى‌گذراند ، و آخرین‌ نفرات‌ خویش‌ را قربانى‌ مى‌داد ، و رجال‌ و مردان‌ با ارزش‌ شیعه‌ یا مخفى‌ بودند ، و یا در كر و فر و زرق‌ و برق‌ حكومت‌ غاصب‌ ستمگر ذوب‌ شده‌ بودند ، و جرأت‌ ابراز شخصیت‌ نداشتند ، حكومت‌ جدید هم‌ در كشتار و بى‌عدالتى‌ دست‌ كمى‌ از آنها نداشت‌ و وضع‌ به‌ حدى‌ خفقان‌آور و ناگوار و خطرناك‌ بود كه‌ همگى‌ یاران‌ امام‌ ( ع‌ ) را در معرض‌ خطر مرگ‌ قرار مى‌داد ، چنانكه‌ زبده‌هایشان‌ جزو لیست‌ سیاه‌ مرگ‌ بودند .
"جابر جعفى‌" یكى‌ از یاران‌ ویژه‌ امام‌ است‌ كه‌ از طرف‌ آن‌ حضرت‌ براى‌ انجام‌ دادن‌ امرى‌ به‌ سوى‌ كوفه‌ مى‌رفت‌ . در بین‌ راه‌ قاصد تیز پاى‌ امام‌ به‌ او رسید و گفت‌ : امام‌ ( ع‌ ) مى‌گوید : خودت‌ را به‌ دیوانگى‌ بزن‌ ، همین‌ دستور او را از مرگ‌ نجات‌ داد و حاكم‌ كوفه‌ كه‌ فرمان‌ محرمانه‌ ترور را از طرف‌ خلیفه‌ داشت‌ از قتلش‌ به‌ خاطر دیوانگى‌ منصرف‌ شد .
جابر جعفى‌ كه‌ از اصحاب‌ سر امام‌ باقر ( ع‌ ) نیز مى‌باشد مى‌گوید : امام‌ باقر ( ع‌ ) هفتاد هزار بیت‌ حدیث‌ به‌ من‌ آموخت‌ كه‌ به‌ كسى‌ نگفتم‌ و نخواهم‌ گفت‌ ...
او روزى‌ به‌ حضرت‌ عرض‌ كرد مطالبى‌ از اسرار به‌ من‌ گفته‌اى‌ كه‌ سینه‌ام‌ تاب‌ تحمل‌ آن‌ را ندارد و محرمى‌ ندارم‌ تا به‌ او بگویم‌ و نزدیك‌ است‌ دیوانه‌ شوم‌ .
امام‌ فرمود : به‌ كوه‌ و صحرا برو و چاهى‌ بكن‌ و سر در دهانه‌ چاه‌ بگذار و در خلوت‌ چاه‌ بگو : حدثنى‌ محمد بن‌ على‌ بكذا وكذا ... ، ( یعنى‌ امام‌ باقر ( ع‌ ) به‌ من‌ فلان‌ مطلب‌ را گفت‌ ، یا روایت‌ كرد ) .
آرى‌ ، شیعه‌ مى‌رفت‌ كه‌ نابود شود ، یعنى‌ اسلام‌ راستین‌ به‌ رنگ‌ خلفا درآید ، و به‌ صورت‌ اسلام‌ بنى‌ امیه‌اى‌ یا بنى‌ عباسى‌ خودنمایى‌ كند .
در چنین‌ شرایط دشوارى‌ ، امام‌ دامن‌ همت‌ به‌ كمر زد و به‌ احیا و بازسازى‌ معارف‌ اسلامى‌ پرداخت‌ و مكتب‌ علمى‌ عظیمى‌ به‌ وجود آورد كه‌ محصول‌ و بازده‌ آن‌ ، چهار هزار شاگرد متخصص‌ ( همانند هشام‌ ، محمد بن‌ مسلم‌ و ... ) در رشته‌هاى‌ گوناگون‌ علوم‌ بودند ، و اینان‌ در سراسر كشور پهناور اسلامى‌ آن‌ روز پخش‌ شدند .
هر یك‌ از اینان‌ از طرفى‌ خود ، بازگوكننده‌ منطق‌ امام‌ كه‌ همان‌ منطق‌ اسلام‌ است‌ و پاسدار میراث‌ دینى‌ و علمى‌ و نگهدارنده‌ تشیع‌ راستین‌ بودند ، و از طرف‌ دیگر مدافع‌ و مانع‌ نفوذ افكار ضد اسلامى‌ و ویرانگر در میان‌ مسلمانان‌ نیز بودند .
تأسیس‌ چنین‌ مكتب‌ فكرى‌ و این‌ سان‌ نوسازى‌ و احیاگرى‌ تعلیمات‌ اسلامى‌ ، سبب‌ شد كه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) به‌ عنوان‌ رئیس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( تشیع‌ ) مشهور گردد .
لیكن‌ طولى‌ نكشید كه‌ بنى‌ عباس‌ پس‌ از تحكیم‌ پایه‌هاى‌ حكومت‌ و نفوذ خود ، همان‌ شیوه‌ ستم‌ و فشار بنى‌ امیه‌ را پیش‌ گرفتند و حتى‌ از آنان‌ هم‌ گوى‌ سبقت‌ را ربودند. .
امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) كه‌ همواره‌ مبارزى‌ نستوه‌ و خستگى‌ناپذیر و انقلابیى‌ بنیادى‌ در میدان‌ فكر و عمل‌ بوده‌ ، كارى‌ كه‌ امام‌ حسین‌ ( ع‌ ) به‌ صورت‌ قیام‌ خونین‌ انجام‌ داد ، وى‌ قیام‌ خود را در لباس‌ تدریس‌ و تأسیس‌ مكتب‌ و انسان‌ سازى‌ انجام‌ داد و جهادى‌ راستین‌ كرد .
3. جنبش‌ علمى‌
اختلافات‌ سیاسى‌ بین‌ امویان‌ و عباسیان‌ و تقسیم‌ شدن‌ اسلام‌ به‌ فرقه‌هاى‌ مختلف‌و ظ‌هور عقاید مادى‌ و نفوذ فلسفه‌ یونان‌ در كشورهاى‌ اسلامى‌ ، موجب‌ پیدایش‌ یك‌ نهضت‌ علمى‌ گردید . نهضتى‌ كه‌ پایه‌هاى‌ آن‌ بر حقایق‌ مسلم‌ استوار بود .

چنین‌ نهضتى‌ لازم‌ بود ، تا هم‌ حقایق‌ دینى‌ را از میان‌ خرافات‌ و موهومات‌ و احادیث‌ جعلى‌ بیرون‌ كشد و هم‌ در برابر زندیقها و مادیها با نیروى‌ منطق‌ و قدرت‌ استدلال‌ مقاومت‌ كند و آراى‌ سست‌ آنها را محكوم‌ سازد . گفتگوهاى‌ علمى‌ و مناظ‌رات‌ آن‌ حضرت‌ با افراد دهرى‌ و مادى‌ مانند "ابن‌ ابى‌ العوجاء" و "ابو شاكر دیصانى‌" و حتى‌ "ابن‌ مقفع‌" معروف‌ است‌ .
 به‌ وجود آمدن‌ چنین‌ نهضت‌ علمى‌ در محیط آشفته‌ و تاریك‌ آن‌ عصر ، كار هر كسى‌ نبود ، فقط كسى‌ شایسته‌ این‌ مقام‌ بزرگ‌ بود كه‌ مأموریت‌ الهى‌ داشته‌ باشد و از جانب‌ خداوند پشتیبانى‌ شود ، تا بتواند به‌ نیروى‌ الهام‌ و پاكى‌ نفس‌ و تقوا وجود خود را به‌ مبدأ غیب‌ ارتباط دهد ، حقایق‌ علمى‌ را از دریاى‌ بیكران‌ علم‌ الهى‌ به‌ دست‌ آورد ، و در دسترس‌ استفاده‌ گوهرشناسان‌ حقیقت‌ قرار دهد .
تنها وجود گرامى‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مى‌توانست‌ چنین‌ مقامى‌ داشته‌ باشد ، تنها امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) بود كه‌ با كناره‌گیرى‌ از سیاست‌ و جنجالهاى‌ سیاسى‌ از آغاز امامت‌ در نشر معارف‌ اسلام‌ و گسترش‌ قوانین‌ و احادیث‌ راستین‌ دین‌ مبین‌ و تبلیغ‌ احكام‌ و تعلیم‌ و تربیت‌ مسلمانان‌ كمر همت‌ بر میان‌ بست‌ .
زمان‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در حقیقت‌ عصر طلایى‌ دانش‌ و ترویج‌ احكام‌ و تربیت‌ شاگردانى‌ بود كه‌ هر یك‌ مشعل‌ نورانى‌ علم‌ را به‌ گوشه‌ و كنار بردند و در "خودشناسى‌" و "خداشناسى‌" مانند استاد بزرگ‌ و امام‌ بزرگوار خود در هدایت‌ مردم‌ كوشیدند .
در همین‌ دوران‌ درخشان‌ - در برابر فلسفه‌ یونان‌ - كلام‌ و حكمت‌ اسلامى‌ رشد كرد و فلاسفه‌ و حكماى‌ بزرگى‌ در اسلام‌ پرورش‌ یافتند . همزمان‌ با نهضت‌ علمى‌ و پیشرفت‌ دانش‌ بوسیله‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) در مدینه‌ ، منصور خلیفه‌ عباسى‌ كه‌ از راه‌ كینه‌ و حسد ، به‌ فكر ایجاد مكتب‌ دیگرى‌ افتاد كه‌ هم‌ بتواند در برابر مكتب‌ جعفرى‌ استقلال‌ علمى‌ داشته‌ باشد و هم‌ مردم‌ را سرگرم‌ نماید و از خوشه‌چینى‌ از محضر امام‌ ( ع‌ ) بازدارد .
بدین‌ جهت‌ منصور مدرسه‌اى‌ در محله‌ "كرخ‌" بغداد تأسیس‌ نمود . منصور در این‌ مدرسه‌ از وجود ابو حنیفه‌ در مسائل‌ فقهى‌ استفاده‌ نمود و كتب‌ علمى‌ و فلسفى‌ را هم‌ دستور داد از هند و یونان‌ آوردند و ترجمه‌ نمودند ، و نیز مالك‌ را - كه‌ رئیس‌ فرقه‌ مالكى‌ است‌ - بر مسند فقه‌ نشاند ، ولى‌ این‌ مكتبها نتوانستند وظ‌یفه‌ ارشاد خود را چنانكه‌ باید انجام‌ دهند .
امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) مسائل‌ فقهى‌ و علمى‌ و كلامى‌ را كه‌ پراكنده‌ بود ، به‌ صورت‌ منظم‌ درآورد ، و در هر رشته‌ از علوم‌ و فنون‌ شاگردان‌ زیادى‌ تربیت‌ فرمود كه‌ باعث‌ گسترش‌ معارف‌ اسلامى‌ در جهان‌ گردید . دانش‌گسترى‌ امام‌ ( ع‌ ) در رشته‌هاى‌ مختلف‌ فقه‌ ، فلسفه‌ و كلام‌ ، علوم‌ طبیعى‌ و ... آغاز شد . فقه‌ جعفرى‌ همان‌ فقه‌ محمدى‌ یا دستورهاى‌ دینى‌ است‌ كه‌ از سوى‌ خدا به‌ پیغمبر بزرگوارش‌ از طریق‌ قرآن‌ و وحى‌ رسیده‌ است‌ .
بر خلاف‌ سایر فرقه‌ها كه‌ بر مبناى‌ عقیده‌ و رأى‌ و نظر خود مطالبى‌ را كم‌ یا زیاد مى‌كردند ، فقه‌ جعفرى‌ توضیح‌ و بیان‌ همان‌ اصول‌ و فروعى‌ بود كه‌ در مكتب‌ اسلام‌ از آغاز مطرح‌ بوده‌ است‌ .

ابو حنیفه‌ رئیس‌ فرقه‌ حنفى‌ درباره‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) گفت‌ : من‌ فقیه‌تر از جعفرالصادق‌ كسى‌ را ندیده‌ام‌ و نمى‌شناسم‌ . فتواى‌ بزرگترین‌ فقیه‌ جهان‌ تسنن‌ شیخ‌ محمد شلتوت‌ رئیس‌ دانشگاه‌ الازهر مصر كه‌ با كمال‌ صراحت‌ عمل‌ به‌ فقه‌ جعفرى‌ را مانند مذاهب‌ دیگر اهل‌ سنت‌ جایز دانست‌ - در روزگار ما - خود اعترافى‌ است‌ بر استوارى‌ فقه‌ جعفرى‌ و حتى‌ برترى‌ آن‌ بر مذاهب‌ دیگر . و اینها نتیجه‌ كار و عمل‌ آن‌ روز امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ .
در رشته‌ فلسفه‌ و حكمت‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) همیشه‌ با اصحاب‌ و حتى‌ كسانى‌ كه‌ از دین‌ و اعتقاد به‌ خدا دور بودند مناظ‌راتى‌ داشته‌ است‌ . نمونه‌اى‌ از بیانات‌ امام‌ ( ع‌ ) كه‌ در اثبات‌ وجود خداوند حكیم‌ است‌ ، به‌ یكى‌ از شاگردان‌ واصحاب‌ خود به‌ نام‌ "مفضل‌ بن‌ عمر" فرمود كه‌ در كتابى‌ به‌ نام‌ "توحید مفضل‌" هم‌ اكنون‌ در دست‌ است‌ .

مناظ‌رات‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) با طبیب‌ هندى‌ كه‌ موضوع‌ كتاب‌ "اهلیلجه‌" است‌ نیز نكات‌ حكمت‌آموز بسیارى‌ دارد كه‌ گوشه‌اى‌ از دریاى‌ بیكران‌ علم‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ . براى‌ شناسایى‌ استاد معمولا دو راه‌ داریم‌ ، یكى‌ شناختن‌ آثار و كلمات‌ او ، دوم‌ شناختن‌ شاگردان‌ و تربیت‌شدگان‌ مكتبش‌ .
كلمات‌ و آثار و احادیث‌ زیادى‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ ما حتى‌ قطره‌اى‌ از دریا را نمى‌توانیم‌ به‌ دست‌ دهیم‌ مگر "نمى‌ از یمى‌" . اما شاگردان‌ آن‌ حضرت‌ هم‌ بیش‌ از چهار هزار بوده‌اند ، یكى‌ از آنها "جابر بن‌ حیان‌" است‌ . جابر از مردم‌ خراسان‌ بود .

پدرش‌ در طوس‌ به‌ داروفروشى‌ مشغول‌ بود كه‌ به‌ وسیله‌ طرفداران‌ بنى‌ امیه‌ به‌ قتل‌ رسید . جابر بن‌ حیان‌ پس‌ از قتل‌ پدرش‌ به‌ مدینه‌ آمد . ابتدا در نزد امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و سپس‌ در نزد امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) شاگردى‌ كرد . جابر یكى‌ از افراد عجیب‌ روزگار و از نوابغ‌ بزرگ‌ جهان‌ اسلام‌ است‌ .
در تمام‌ علوم‌ و فنون‌ مخصوصا در علم‌ شیمى‌ تألیفات‌ زیادى‌ دارد ، و در رساله‌هاى‌ خود همه‌ جا نقل‌ مى‌كند كه‌ ( جعفر بن‌ محمد ) به‌ من‌ چنین‌ گفت‌ یا تعلیم‌ داد یا حدیث‌ كرد . از اكتشافات‌ او اسید ازتیك‌ ( تیزآب‌ ) و تیزاب‌ سلطانى‌ و الكل‌ است‌ .
وى‌ چند فلز و شبه‌ فلز را در زمان‌ خود كشف‌ كرد . در دوران‌ "رنسانس‌ اروپا" در حدود 30. رساله‌ از جابر به‌ زبان‌ آلمانى‌ چاپ‌ و ترجمه‌ شده‌ كه‌ در كتابخانه‌هاى‌ برلین‌ و پاریس‌ ضبط است‌ .
حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) بر اثر توطئه‌هاى‌ منصور عباسى‌ در سال‌ 148 هجرى‌ مسموم‌ و در قبرستان‌ بقیع‌ در مدینه‌ مدفون‌ شد . عمر شریفش‌ در این‌ هنگام‌ 65 سال‌ بود . از جهت‌ اینكه‌ عمر بیشترى‌ نصیب‌ ایشان‌ شده‌ است‌ به‌ "شیخ‌ الائمه‌" موسوم‌ است‌ .
حضرت‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) هفت‌ پسر و سه‌ دختر داشت‌ .پس‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مقام‌ امامت‌ بنا به‌ امر خدا به‌ امام‌ موسى‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) منتقل‌ گردید .دیگر از فرزندان‌ آن‌ حضرت‌ اسمعیل‌ است‌ كه‌ بزرگترین‌ فرزند امام‌ بوده‌ و پیش‌ از وفات‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) از دنیا رفته‌ است‌ . طایفه‌ اسماعیلیه‌ به‌ امامت‌ وى‌ قائلند .
4. خلق‌ و خوى‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ )
 حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مانند پدران‌ بزرگوار خود در كلیه‌ صفات‌ نیكو و سجایاى‌ اخلاقى‌ سرآمد روزگار بود . حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) داراى‌ قلبى‌ روشن‌ به‌ نور الهى‌ و در احسان‌ و انفاق‌ به‌ نیازمندان‌ مانند اجداد خود بود . داراى‌ حكمت‌ و علم‌ وسیع‌ و نفوذ كلام‌ و قدرت‌ بیان‌ بود .
با كمال‌ تواضع‌ و در عین‌ حال‌ با نهایت‌ مناعت‌ طبع‌ كارهاى‌ خود را شخصا انجام‌ مى‌داد ، و در برابر آفتاب‌ سوزان‌ حجاز بیل‌ به‌ دست‌ گرفته‌ ، در مزرعه‌ خود كشاورزى‌ مى‌كرد و مى‌فرمود : اگر در این‌ حال‌ پروردگار خود را ملاقات‌ كنم‌ خوشوقت‌ خواهم‌ بود ، زیرا به‌ كد یمین‌ و عرق‌ جبین‌ آذوقه‌ و معیشت‌ خود و خانواده‌ام‌ را تأمین‌ مى‌نمایم‌ .
ابن‌ خلكان‌ مى‌نویسد : امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) یكى‌ از ائمه‌ دوازده‌گانه‌ مذهب‌ امامیه‌ و از سادات‌ اهل‌ بیت‌ رسالت‌ است‌ .

از این‌ جهت‌ به‌ وى‌ صادق‌ مى‌گفتند كه‌ هر چه‌ مى‌گفت‌ راست‌ و درست‌ بود و فضیلت‌ او مشهورتر از آن‌ است‌ كه‌ گفته‌ شود . مالك‌ مى‌گوید : با حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) سفرى‌ به‌ حج‌ رفتم‌ ، چون‌ شترش‌ به‌ محل‌ احرام‌ رسید ، امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) حالش‌ تغییر كرد ، نزدیك‌ بود از مركب‌ بیفتد و هر چه‌ مى‌خواست‌ لبیك‌ بگوید ، صدا در گلویش‌ گیر مى‌كرد . به‌ او گفتم‌ : اى‌ پسر پیغمبر ، ناچار باید بگویى‌ لبیك‌ ، در جوابم‌ فرمود : چگونه‌ جسارت‌ كنم‌ و بگویم‌ لبیك‌ ، مى‌ترسم‌ خداوند در جوابم‌ بگوید : لا لبیك‌ ولا سعدیك‌ .




[ سه شنبه 1 بهمن 1392 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :