تبلیغات

اللهم عجل الولیک الفرج 

سرداران شهید
سرداران شهید |      صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل خورشید شیعه
جستجو کنید.
لوگوی راه شهدا
علمای شیعه
آیت الله سیستانی

آیت الله خامنه ای

آیت الله شبیری زنجانی

آیت الله صافی گلپایگانی

آیت الله مکارم شیرازی

امکانات وب
نظر سنجی
امروزه بیشترین نیاز های کشور در کدام بخش دیده می شود؟






                      به وبلاگ شهید زین الدین خوش امدید                                                                                                                                               





                           

هدف از ایجاد این وبلاگ  آشنایی نسل جدید بچه های ایران با نسل گذشتشون یعنی جنگ و جبهه و شهادت هست . که ما یعنی وبلاگ شهید زین الدین تمام تلاش خودمون رو می کنیم تا حتی یک نفر از چند صد نفری که روزانه چه مستقیم و چه غیر مستقیم وارد وبلاگ می شوند بتوانند مطالب  رو که شامل زندگینامه ، وصیت نامه و ... در باره شهدا می باشد رو مطالعه کنند تا بفهمند اون جوان هایی که هم سن ما و یا حتی کوچکتر بودن پرای چی  زندگی خودشون رو فدای جنگ و مقاومت کردند.

                                                                      



[ جمعه 1 شهریور 1392 ] [ 04:07 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

شهید میرشکاری متولد کازرون، قبل از شهادتش به من خبر داده بود که وقتی شهید میشه جسدش قابل شناسایی نیست گفته بود یه نشونه از بدنش بردارند تا بعد از شهادتش قابل شناسایی باشه، شهید میرشکاری شهید شد و جسدش با تعدادی دیگر از اجساد را داخل ماشین گذاشتم و به عقب بردم درحین رانندگی یاد آن جریانی افتادم که به من گفته بود که جسدش شناسایی نمی‌شه، پیش خودم گفتم اینکه جسدش شناسایی شده پس چطور میشه که حرف آن درست درنیومد در همین فکرها بودم که خمپاره ای به ماشین خورد نگاه که کردم دیدم اجساد شهدا متلاشی شده و قابل شناسایی نمی باشد همان طور که گفته بود از روی نشانی جسدش را شناسایی کردیم. این خاطره ای است که یکی از همرزمان شهید میرشکاری می‌گوید. وقتی وارد گلزار شهدای کازرون شدیم همه چیز عادی بود اما دلم آروم و قرار نداشت. مزار شهدا بصورت منظم و یکسان باز سازی شده بودند. احساس عجیبی داشتم … یک حسی که نمیتونم بیانش کنم. 




[ جمعه 2 خرداد 1393 ] [ 06:14 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید علی روحی نجفی:حجاب خون بهای شهیدان است



شادی روح شهدا صلوات



[ سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 ] [ 06:21 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
بسم الله الرحمن الرحیم
این نیروی محرکی که امروز ملت ایران را به سمت دین داری می کشاند طرح صالحین است
                                             جمله ای که از زبان بچه های گروه شهید علی خلیلی بر می امد ان بود که در این مسیر(طرح صالحین) راه تو را ادامه خواهیم داد
 
 





[ جمعه 26 اردیبهشت 1393 ] [ 12:37 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

دعوایمان سر چیست ؟ سر شکم است ؟ این که چرا گرانی است . چقدر مناظره های مختلف می گذارند توی تلوزیون . چرا گرانی به وجود امده .چند ملیون نفر. چی؟ چند ملیون نفر! چند نفر. به فکر این هستند که چرا امام زمان تا به حال ظهور نکرده است. ایا تا به حال توی تلوزیون مناظره برگزار کردن که چرا اقا نمیاد. باید بزنیم توی سرمون که بیشتر بد بختی هامون به خاطر این که معنای دین را نفهمیدیم.ومفهومش از مر حله زبانی جلوتر نرفته وفقط فقط شعار می دیم گریه می کنیم که اقا جان چرا نمیای . همانگونه که بزرگان ما می گویند که بلا هایی که می بینید از جانب خودتان است




[ جمعه 19 اردیبهشت 1393 ] [ 06:42 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

فکه روایت‌هایی ناتمام دارد و روایت می‌کند از کسانی که بر روی رمل‌ها تشنه جان دادند و آنهایی که با دست و پای بسته به شهادت نائل آمدند. به گزارش”بوتیا”: فکه روایت‌ها دارد از بودن و ماندن، روایت‌هایی ناتمام برای همیشه، آنجا هم گنجی تمام نشدنی است و روایت می‌کند از کسانی که بر روی رمل‌ها تشنه جان دادند، کسانی که خود را گذرگاه کردند برای به سلامت عبور کردن همرزمانشان و آنهایی که با دست و پای بسته به شهادت فیض نائل شدند. در حالی که گروه‌های جست‌وجوی مفقودین در خاک فکه به دنبال شقایق‌های پنهان می‌گشتند، جمعی از شهدا را پیدا می‌کنند؛ در این میان با پیکر شهیدی مواجه می‌شوند که مربوط به عملیات «والفجر یک» است؛ این شهید بعد از ۱۲ سال در حالی تفحص شده که دشمنان دست و پاهای او را با سیم تلفن بسته‌ بودند و او آرام در میان خاک‌ها خفته بود. تفحص این شهید در اردیبهشت ۱۳۷۳ درارتفاع ۱۱۲ فکه صورت گرفته است.



[ پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 ] [ 11:06 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
بسم الله الرحمن الرحیم
بازهم آدیینه ای آمد ولی مهدی کجاست ؟یک نفر میگفت مهدی جمعه ها در کربلاست. رو به سوی کربلا کردم که فریادش زنم. باز هم با ندبه ای از هجر مولا دم زنم. آمد از سویی ندایی آی اهل انتظار اندکی دیگر صبوری میرسد دیدار یار.امروز تمام دنیا اشفته بود از ظلم وستم . صدای مردم بی گناه سوریه در گلویشان حبس شده .چقدر ظلم؟چقدر بی انتظار نشستن
من به آمار زمین مشکوکم. اگر شهر پر از آدمهاست *پس چرا یوسف زهرا تنهاست. خدایا امتحان سختی است چگونه
می توانیم از این گرفتاری ها خلاص شویم خدایا کمکمان کن.




[ جمعه 12 اردیبهشت 1393 ] [ 09:52 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
[http://www.aparat.com/v/7oU4w]
این کلیپ ها در مورد انتقادات به دولت به صورت جالب طنز انشاالله که مورد رضایت شما قرار بگیرد



[ پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

دفتر را برد گذاشت رو به روش گفت: "بیا این همه نمره بیست"

بغض گلویم را گرفته بود؛ بغضی سنگین.

رو به قاب عکس کرد و گفت: مگه نگفتی هر وقت نمره بیست بگیرم جایزه می دی؟

بعد با اون چهره و نگاه معصومانه اش رو به من کرد و گفت: مامان من جایزه نمی خوام فقط بگو بابا بیاد خونه.

دیگه نتوانستم جلوی اشکم را بگیرم. رفتم قاب عکس عبدالله را از روی تاقچه برداشتم و گذاشتم توی کمد.

                                                                   شـادی روح شــهدا صــلوات


[ چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 ] [ 06:41 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
 بسم الله الرحمن الرحیم
از امروز اخبار سیاسی به همراه خاطرات شهدا  در وبلاگ شهید زین الدین قرار داده می شود لطفا نظرات تان را برای ما بفرستید

                             شادی روح شهدا  صلوات   





[ چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 ] [ 06:12 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
                                                            به نام خدا                                                                                                                                                     

شناسنامه شهید

نام و نام خانوادگی : حسن صنوبری / فرزند : محمد یوسف / تاریخ تولد : 1344 / محل تولد : شهرری / ش.ش : 92 /تاریخ و محل شهادت : 1361 بانه ی کردستان /مسئولیت : تک تیر انداز /تحصیلات : سوم ابتدایی / شغل : خیاطی

وصیت نامه شهید

« ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون »


پدر و مادرم ، بعد از شهادت من نکند بگویید این انقلاب فرزند مرا گرفت ، پدر عزیزم بعد از شهادت من حسین وار و مادر عزیزم زینب وار دست به سوی خداوند متعال دراز کنید و بگوئید خدایا شکرت که فرزندمان به آرزویش رسید و فی سبیل الله شهید شد. خانواده ی عزیزم هر شب برای ادای نماز جماعت به مسجد بروید. پدر و مادرم امیدوارم که هیچ ناراحت نباشید که فرزندتان در راه قرآن و رهبر عالیقدر شهید شد. مادر و پدر و برادرانم آخر هر هفته که کار ندارید نماز جمعه را ترک نکنید و خواهش می کنم که هر هفته به سر مزارم بیایید ولی گریه نکنید بلکه شادی کنید. چشمانم را باز بگذارید تا دشمن بداند که با چشم باز این راه را انتخاب کرده ام و دستانم را گره کرده بگذارید تا دشمن بداند که من با مشت گره کرده از این میهن اسلامی دفاع کردم.

زندگینامه مختصر شهید

شهید حسن صنوبری در سال 1344 در خانواده ای متوسط در شهرری متولد شد. در 18 ماهگی در حوض محل سكونت سقوط كرد و پزشكان خبر از مرگ او دادند، ولی اراده ی خداوند بر آن قرار گرفته بود كه او زنده بماند، تا در آینده از یاوران اسلام گردد و در این راه به شهادت برسد. در سال سوم ابتدایی بود كه به دلیل مشكلات مالی نتوانست ادامه ی تحصیل دهد و لذا در مغازه ی خیاطی مشغول به كار شد و پس از آن برای درآمد بیش تر در یك كارگاه قوطی سازی مشغول شد. در آستانه انقلاب، او از كارگرانی بود كه در راهپیمایی های مردمی علیه رژیم شاهنشاهی حضوری فعال داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بسیج فعالیت می نمود كه تاثیری فراوان در شخصیت او داشت. در همین دوران شوق حضور در جبهه در او شعله ور شد و به جبهه اعزام گردید و به دفاع از اسلام و انقلاب و میهن و خودسازی پرداخت، و سرانجام به آرزویش رسید و به خیل عظیم شهدا پیوست. روحش شاد و یادش گرامی باد .


.http://www.golzareshohada.ir/watermark.php?code=20890


[ پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 ] [ 06:22 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]


چشم هایت کو برادرم!!!

 

چی؟؟چی؟؟

 

فدایش کردی؟برای چی؟برای کی؟برای دفاع از ناموست؟؟!!

 

آه...

 

خوب شد ، خوب شد که امروز دیگر نیستی ، نیستی تا ببینی.

 

چی رو؟؟

 

هیچی...هیچی...!!

 

فقط به مادرت زهرا (ع) بگو ببخش ، فقط ببخش!!

 

شرمنده ایم...



[تصویر: 93474458530299036363.jpg]





[ پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 ] [ 05:46 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

                                                                             اعوذ باالله من الشیطان الرجیم

اطاعت از ولی امر مسلمین بزرگ و کوچک نمی شناسد 

بزرگی به سن نیست  بزرگی به هدف والا است



[تصویر: 18542960612826646071.jpg]




[ پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 ] [ 05:05 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]



یادتون نره اقا بااین همه مشغله کاری به شهدا سر می زند شهدا را از یادتان نبرید



[ چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 ] [ 06:00 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

 

ای شهید ، ای که بر کرانه ازلی و ابدی وجود برنشسته ای دستی برآر ...
 
و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز ازین منجلاب بیرون کش 
 
 
این روزا به دعاتون خیلی نیاز دارم .... به زیبا ترین جمله ارسالی به عنوان نویسنده وبلاگ انتخاب خواهد شد یا علی نظرات یادتون    نره


[ چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 ] [ 05:50 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
شهید علی خلیلی ۱۵ روز قبل از شهادت نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب نوشت و در آن نسبت به برخی اظهارات که در قبال اقدام خود می‌شنید، واکنش نشان داد.
نامه شهید علی خلیلی به رهبر معظم انقلاب ۱۵ روز قبل از شهادت
به گزارش جهان به نقل از تسنیم، شهید علی خلیلی، شهید امر به معروف و نهی از منکر که در جریان درگیری با اشرار دچار سانحه شده بود روز سوم فروردین ۱۳۹۳ بعد از تحمل ماه‌ها درد و بیماری به شهادت رسید. نامه‌ای از شهید خلیلی خطاب به رهبر معظم انقلاب منتشر شده است و او در این نامه نسبت به برخی اظهارات در قبال عملی که انجام داده سخن گفته است. او در نامه خود به رهبر معظم انقلاب نوشته است که :«آقاجان!بخدا دردهایی که می‌کشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمی‌کند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟ یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی‌گری دارند حرف شما را نمی فهمند؟»

شهید علی خلیلی بعد از اتفاق آن شب نیمه شعبان که بر اثر پاره شدن شاهرگ گردنش به دلیل اصابت چاقو و ساعت‌ها طول کشیدن بستری شدنش در یک بیمارستان به بستر بیماری افتاد؛ در طول این چند سال با هزینه‌های عجیب درمان مواجه شد به گونه‌ای که خانواده او بخش قابل توجهی از سرمایه، خانه و وسایل زندگی خود را برای درمان او هزینه کردند.

متن کامل نامه شهید علی خلیلی به شرح زیر است:

سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.آقاجان!بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟رهبرم!جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.آقا جان!من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی



[ جمعه 29 فروردین 1393 ] [ 04:17 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :