تبلیغات

اللهم عجل الولیک الفرج 

سرداران شهید
سرداران شهید |      صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل خورشید شیعه
جستجو کنید.
لوگوی راه شهدا
علمای شیعه
آیت الله سیستانی

آیت الله خامنه ای

آیت الله شبیری زنجانی

آیت الله صافی گلپایگانی

آیت الله مکارم شیرازی

امکانات وب
نظر سنجی
امروزه بیشترین نیاز های کشور در کدام بخش دیده می شود؟






                      به وبلاگ شهید زین الدین خوش امدید                                                                                                                                               





                           

هدف از ایجاد این وبلاگ  آشنایی نسل جدید بچه های ایران با نسل گذشتشون یعنی جنگ و جبهه و شهادت هست . که ما یعنی وبلاگ شهید زین الدین تمام تلاش خودمون رو می کنیم تا حتی یک نفر از چند صد نفری که روزانه چه مستقیم و چه غیر مستقیم وارد وبلاگ می شوند بتوانند مطالب  رو که شامل زندگینامه ، وصیت نامه و ... در باره شهدا می باشد رو مطالعه کنند تا بفهمند اون جوان هایی که هم سن ما و یا حتی کوچکتر بودن پرای چی  زندگی خودشون رو فدای جنگ و مقاومت کردند.

                                                                      



[ جمعه 1 شهریور 1392 ] [ 03:07 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

سردار باقرزاده  
ماجرای احداث پل روی هور که منجر به کشف پیکر ۷۰۰ شهید شد

فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح گفت: در بعضی نقاط برای انجام کار تفحص حتی جاده‌ها قطع شده بود. جاده سیدالشهدا از این جمله بود. گفتم خدایا تکلیف ما اینجا چیست؟ وسط هور در دریا و این همه آب. می‌بایست پل بزنیم...

93/10/04


سردار سید محمد باقرزاده، فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در روایت‌هایش از صحنه‌های خاص مواجهه با پیکر شهدا در جریان تفحص به خاطراتی اشاره می‌کند که سال‌ها بعد از دفاع مقدس زمینه‌ای از شگفتی‌های این جریان را به نمایش می‌گذارد. او در همین رابطه به خاطره‌ای در هور و احداث پل و ترمیم جاده‌ها اشاره کرده و آن را اینگونه روایت می‌کند:

ماجرای احداث پل روی هور که منجر به کشف پیکر 700 شهید شد

در بعضی نقاط برای انجام کار تفحص حتی جاده‌ها قطع شده بود. جاده سیدالشهدا از این جمله بود. یک کیلومتر و نیم از 13 کیلومتر این جاده قطع شده بود. وقتی می‌خواستیم به جاده وارد شویم و آن را تعمیر کنیم، یک عده آمدند و گفتند فلانی می‌خواهد اینجا جاده ترمیم کند و اگر این جاده مرزی ترمیم شود ممکن است عراقی‌ها نفوذ کنند. جناب سرهنگ غلامی به من گفت بچه‌ها خیلی نگرانند اگر ممکن است یک مشورتی بکنید. گفتم با چه کسی مشورت کنم؟ گفت با بزرگترها. گفتم من با خدا مشورت می‌کنم. گفتم خدایا تکلیف ما اینجا چیست؟ وسط هور در دریا و این همه آب. می‌بایست دستگاه ببریم و پل بزنیم تا به آن نقطه مورد نظر برسیم. پرسیدیم تکلیف چیست؟ و تفألی به قرآن زدم. جواب آمد: «وَلَقَدْ أَوْحَیْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادی فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِیقًا فِی الْبَحْرِ یَبَسًا لا تَخافُ دَرَکًا وَلا تَخْشى: ما به موسی وحی کردیم که بندگانم را شبانه (از مصر) حرکت بده و برای آن‌ها از میان دریا راهی خشک پدید آور و از تعقیب دشمن و غرق شدن در دریا هراسی به خود راه مده.»

بعد از این آیه تصمیم خود را گرفتیم و آمدیم که کار ترمیم جاده را شروع کنیم. عده‌ای که مخالف ما بودند شروع کردند به دکتر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح نامه نوشتند که فلانی اینجا دارد جاده می‌زند و اتفاقاً ایشان بدون اینکه از من بپرسد نامه زده بود همه شما موظفید به ایشان کمک کنید. یکدفعه دیدیم دستگاه‌های مهندسی همگی سرازیر شد سمت ما. در مدت یکماه جاده تعمیر شد و ما رفتیم و در همان فاز اول 90 شهید یافتیم. و بعد از آن هم شهدای دیگر تا جایی که 700 شهید در پد شرقی پیدا شد.

تفحص شهدا در سرمای زمستان حاج عمران

در حاج عمران الان بچه‌های تفحص دارند کار می‌کنند. زمستان است و سرد. در شهرهایی که بچه‌های ما در عراق استقرار دارند گازکشی نیست. ما در زمین به منظور تفحص شهدا تا به حال هر چه بیل زده‌ایم یا شهید پیدا شده یا فشنگ و لباس و اینجور وسایل. اخیرا ماجرای جالبی پیش آمد. 48 ساعت بود بچه‌ها نفت نداشتند. رفتند کار کنند. سرد بود و اذیت می‌شدند. بخاری‌ها نفتی بود. بیل زدند یکدفعه دیدند یک گالن 20 لیتری آکبند نفت از زیر خاک پیدا شد. سابقه نداشت چنین چیزی از زیر خاک پیدا شود. من به بچه‌ها گفتم ببینید خدا دوست ندارد حتی شما سرما بخورید.

شهدای تفحص کار بزرگی کردند. برخی از خانواده شهدا را شیاطینی آمدند که گول بزنند، به عراق ببرد و مصاحبه‌ای کنند و می‌گفتند ما بچه‌های شما را می‌آوریم، آن‌ها زنده هستند. شیاطین آمدند برنامه ریزی کردند. بعضی خواستند از طریق کویت وارد عراق شوند برخی به ساجده زن صدام نامه نوشتند و استمداد کرده بودند. که در چنین اوضاع و احوالی این بچه‌های تفحص گفتند ما دلسوز خانواده شهدا هستیم ما جانمان را هم برای شهدا می‌دهیم. شهیدان پازوکی و محمودوند از این جمله بودند.




[ دوشنبه 3 فروردین 1394 ] [ 07:49 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/7/10/745001_432.jpg
آوارگی هزاران سوری از حضور گروهک تروریستی داعش همچنان ادامه دارد. این روزها، بیش از 150 هزار آواره‌ی سوری از مرز جنوب ترکیه به این کشور وارد شدند.



[ شنبه 10 آبان 1393 ] [ 04:04 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

 


 

 

 

 

7:50 حمله هوایی رژیم صهیونیستی به اطراف مقرجمعیت اسلامی در شمال غزه




[ یکشنبه 2 شهریور 1393 ] [ 10:52 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

نیروی هوا فضای سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی موفق شد یک فروند "پهپاد جاسوسی رژیم صهیونیستی" را توسط پدافند خود، منهدم و سرنگون کند.

به گزارش گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ روابط عمومی کل سپاه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: یک فروند هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین رژیم صهیونیستی پس از رهگیری توسط پدافند نیروی هوا فضای سپاه مورد اصابت موشک قرار گرفت و سرنگون شد.


براساس این اطلاعیه هواپیمای منهدم شده از نوع پنهانکار و رادارگریز بوده و قصد نفوذ به حریم منطقه‌ هسته‌ای نطنز را داشت که با هوشیاری و اقدام به موقع شبکه پدافندی، قبل از ورود به منطقه مورد اصابت موشک زمین به هوا قرار گرفت.

 

این اطلاعیه افزوده است: این اقدام شیطنت‌آمیز باردیگر خوی ماجراجویی رژیم صهیونیستی را آشکارتر و برگ سیاه دیگری به پرونده سراسر جنایت و خباثت این رژیم جعلی و جنگ طلب افزود.

 

در این اطلاعیه همچنین تاکید شده است: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درکنار سایر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای دفاع از ملت شریف و سرزمین اسلامی ایران از آمادگی همه جانبه و قاطع برخوردار بوده و حق هر گونه واکنش و مقابله به مثل را برای خود محفوظ می داند.





[ یکشنبه 2 شهریور 1393 ] [ 10:34 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز در غزه چه میگذرد

ایا جوابی داریم

 

 

 



[ یکشنبه 29 تیر 1393 ] [ 06:52 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

صورة أرشیفیة





[ جمعه 20 تیر 1393 ] [ 01:54 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
سید حسن نصرالله از شهید چمران حکم فرمانده نظامی گرفت زیرا شهید چمران در هر جای دنیا یک سازمان تشکیل داد، ولی متاسفانه فلسطینی‌هایی همچون عرفات نجنگیدند و آخر سر هم عرفات در کمپ دیوید با خانم ...
مهدی چمران گفت:حسن نصرالله از شهید چمران حکم فرمانده نظامی گرفت زیرا شهید چمران در هر جای دنیا یک سازمان تشکیل داد، ولی متاسفانه فلسطینی‌هایی همچون عرفات نجنگیدند و آخر سر هم عرفات در کمپ دیوید با خانم بگین به جای جنگ، رقصید.
مهدی چمران رئیس شورای عالی استانها در سی و سومین سالگرد شهادت دکتر مصطفی چمران و شهدای جنگهای نامنظم که پنج شنبه شب در یادمان شهید چمران در دهلاویه برگزار شد، با اشاره به شعار سال 93 اظهار داشت: یکی از نمونه‌های ارزنده و زیبایی که به خوبی می‌توانیم از مدیریت جهادی نشان دهیم، شهید دکتر چمران بود.

وی با بیان اینکه مدیریت جهادی شهید چمران نه فقط در جبهه و جنگ، بلکه در همه زندگی او استوار بود و اصولاً معنای جهاد را در مدیریت خودش به خوبی پیاده کرده بود، افزود: او در هر جای دنیا که پا گذاشت، تلاش کرد با مدیریت صحیح و توانای خود سازمانی را شکل بدهد. مدیریت جهادی اولین مبنای و اعتقاد و ایمان شهید چمران بود.

برادر شهید چمران با اشاره به به کار گرفتن نیروهای مردمی توسط شهید چمران، بیان کرد: دکتر چمران و رهبر معظم انقلاب ستاد جنگهای نامنظم را تشکیل دادند و در آن روزهای جنگ که عراق تا 6 کیلومتری اهواز پیش آمده بود، با مدیریت جهادی توانست از داوطلبان مردمی که از اقصی نقاط کشور به اهواز آمدند و می‌جنگیدند، و یک نیروی منسجم متمرکز، شجاع و ایثارگر به وجود آورد که اسم ستاد و شهید چمران لرزه به اندام دشمنان می‌انداخت و هر جایی که حمله می‌کردند موفق و پیروز از میدان نبرد بیرون می‌آمدند.

چمران با تاکید بر اینکه شجاعت‌ها و رشادت‌های این دوستان و شهدای بزرگوار ارتش، سپاه و بسیج داستانی بسیار شورانگیز و فراموش ناشدنی است، اظهار داشت: شهید چمران در هر نقطه ای از دنیا که رفت، سازمان و تشکیلاتی به وجود آورد. در دانشگاه تهران درس می‌خواند و انجمن اسلامی دانشجویان را شکل داد. از دانشگاه تهران به عنوان شاگرد ممتاز برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و انجمن دانشجویان ایرانی که در اختیار ساواک بود را از دست آنان خارج کرد و خود مدیریتش را بر عهده گرفت. انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا و انجمن اسلامی دانشجویان مسلمان همه کشورهای اسلامی را نیز تشکیل داد.

وی با بیان اینکه شهید چمران تا زمانی که در آمریکا بود تمام این سازمانها را رهبری و هدایت می‌کرد، تصریح کرد: وقتی هم که تصمیم گرفت علیه رژیم شاهنشاهی بجنگد و نبرد مسلحانه کند، برای اینکه بتواند بجنگد به الجزایر رفت و با ملاقات با عبدالناصر به مصر رفت و در آنجا دو سال دوره سخت کماندویی را دید و علاوه بر اینکه دوره می دید، خودش هم به ایرانیان معدودی که آنجا بودند، آموزش نظامی می‌داد و باز هم به عنوان یک دانش آموخته برتر و برجسته آنجا شناخته شد. «در همان مصر یک سازمان مخفی را برای جنگیدن تشکیل داد. البته بعد از فوت جمال عبدالناصر و با آمدن سادات نتوانست در مصر بماند. به دعوت امام موسی صدر به جنوب لبنان رفت و در مرز اسرائیل مستقر شد و مدت 8 سال با اسرائیل جنگ مردانه کرد».

برادر شهید چمران با تاکید بر اینکه متاسفانه آن موقع فلسطینی‌هایی همچون عرفات و ابوجهاد و ...بودند و می‌خواستد علیه اسرائیل بجنگند ولی هیچ کدام نجنگیدند و آخر سر هم عرفات در کمپ دیوید با خانم بگین به جای جنگ، رقصید، گفت: ولی همین شیعیانی که با شهید چمران و گرد امام موسی صدر جمع شده بودند، اول حرکت المحرومین و بعد امل را تشکیل دادند و شهید چمران آنها را مسلح کرد و آموزش داد و در روستاهای جنوب لبنان برای هر روستا فرماندهی گذاشت. «به جهت شکست اسرائیل در ارتفاعات نزدیک بنت الجبیل، این رژیم تانکهای خودشان را در آن زمان که کسی جرات جنگیدن با اسرائیل را نداشت، مستقر کرد ولی شهید چمران با همین شیعیان، یک نقشه بسیار زیبا و طراحی نظامی که از مغز یک ریاضی دان بزرگ و یک فیزیکدان برجسته که در دنیا وقتی تز خودش را ارائه داد به تعداد انگشتان دست انسانها و دانشمندانی نبودند که سخن او را درک کنند و بفهمند، تهیه کرد و با آنان جنگید.»

وی شهید چمران را یکی از برجسته ترین دانشمندان فیزیک هسته ای و پلاسما که برای نخستین بار در تاریخ تانک‌های اسرائیل را به آتش کشید، خواند و اظهار داشت: شهید چمران اسرائیلی‌ها را از ارتفاعات نزدیک بنت الجبیل بیرون راند. البته اینها مکتوم ماند و کسی هم نگفت زیرا نه اسرائیلی‌ها، نه لبنانی‌ها و نه سوری‌ها به نفعشان نمی‌دانستند که بگویند، ولی در همین موزه دهلاویه عکسهایی که سید احمد خمینی بعد از آمدن به لبنان در کنار همین تانک‌های سوخته اسرائیلی همراه دکتر چمران به یادگار گذاشتند، گواه مطلب است.

چمران با اشاره به جنگ 8 سال شهید چمران با رژیم صهیونیستی، افزود: او گروهی را تشکیل داد که امروز می‌بینیم چگونه به نتیجه رسیده است. آن روز آن دانه‌هایی را که در جنوب لبنان غرس کردند به درختی تناور و تنومند به نام حزب الله تبدیل شده که آبروی اسلام و مسلمین و شیعیان است.

وی به ذکر خاطره ای از شهید چمران و سید حسن نصرالله پرداخت و گفت: روستایی در جنوب لبنان است به نام بازوریه که محل ولادت سیدحسن نصرالله است. او در سن 18 سالگی از شهید چمران حکم فرمانده نظامی روستا را می‌گیرد. خودش می‌گفت من به چمران گفتم که خیلی جوانم و چرا شما مرا به عنوان فرمانده انتخاب کردی و او دستش را پشت من زد و گفت: من از جوانان شجاع خوشم می‌آید.

برادر شهید چمران با بیان اینکه شهید چمران در سیمای نصرالله شجاعت را دیده بود، افزود: ان شا الله خداوند او را برای ما و همه شیعیان و مسلمین از توطئه‌های دشمنان و آمریکا و صهیونیست‌ها حفظ فرماید.

چمران در پایان سخنان خود آخرین دستوشته شهید چمران که در مسیر سوسنگرد به سمت دهلاویه نگاشته شده را برای حضار قرائت کرد.




[ دوشنبه 2 تیر 1393 ] [ 12:37 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]



[ شنبه 24 خرداد 1393 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

شهادت با دست بسته

 




[ شنبه 24 خرداد 1393 ] [ 07:55 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]


ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز             کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

این مدعیان در طلبش بی  خبر ا ننــد               کانرا  که خبر شد خبری باز  نیامد

 

 

آن که شـد هم بی خبـر هم بی اثـر از میان جــملــه او دارد خـــــــبــر

 




[ شنبه 24 خرداد 1393 ] [ 07:23 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]
التماس دعا ...




[ سه شنبه 13 خرداد 1393 ] [ 05:42 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

پس از باز کردن معبر مین، به سیم خاردار حلقوی رسیدند که به هیچ عنوان نمی‌شد آن را قطع کرد.
چون اگر سیم را قطع می‌کردند، سیم‌ها جمع شده و معبر منفجر می‌شد.
خبر رسید که گردان پشت سیم خاردارهای حلقوی گیر افتاده؛ از مکالمات بی‌سیم معلوم بود برادر کاوه اصرار دارند که کار زودتر شروع شود. در همین حین یک جوان به روی سیم‌های خاردار خوابید، بعد هم گفت: همه از روی من عبور کنید.
بیش از سیصد نفر از روی بدن او عبور کردند. خارهای سیم در بدن جوان فرو رفته بود، در زیر نور منوّر کاملاً مشخص بود، قطرات خون از بدن او جاری شده بود. وقتی همه نیروها از روی بدن او عبور کردند، عملیّات آغاز شد.
در همان لحظات جوان را از روی موانع بلند کردیم، همین‌طور که خون از تمام بدن او جاری بود،
دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا تحمّل ندارم، شهادت را نصیبم کن، در همان لحظه، گلوله‌ای بر چهره نورانی او نشست.»
اهل افغانستان بود، پیکرهای شهدای عملیّات والفجر 9 به شهرستان بجستان آمد؛ تمامی شهدا توسّط خانواده‌هایشان تشییع و تدفین شدند، امّا هنوز یک شهید مانده بود. کسی برای تحویل پیکر او اقدام نکرده بود. این شهید خانواده‌اش را در جنگ افغانستان از دست داده بود.

نانوا او را شناخت. مدتی در نانوایی کار می‌کرد. امام فرموده بود: «جبهه رفتن واجب کفایی است. او هم مقلّد امام بود؛ می‌گفت: اسلام مرز نمی‌شناسد، امام ولّی ماست.»
شهید رجبعلی غلامی، غربت و گمنامی خاص خودش را داشت؛ نوزده سال بیشتر نداشت. از تمام دار دنیا یک موتور داشت، آن را هم وصیت کرده بود بفروشند و به جبهه کمک کنند...



[ سه شنبه 13 خرداد 1393 ] [ 05:28 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]


گنجشک ناز و زیبا، که میپری اون بالا

بال و پرت به رنگ خاک، دلت مهربون و پاک

به من بگو وقتی که پر کشیدی بابام رو تو ندیدی؟



دیدمش از این جا رفت اون بالا بالاها رفت

پیش ستاره ها رفت

یواش و بی صدا رفت





ستاره آی ستاره، پولک ابر پاره

خاموشی و می تابی، بیداری یا که خوابی

به من بگو وقتی که خواب نبودی بابام رو تو ندیدی؟



دیدمش از این جا رفت اون بالا بالاها رفت

از اون طرف از اون راه

رفته به خونه ی ماه





ماه سفید تنها، که هستی پشت ابرا

نقره نشون کهکشون، چراغ سقف آسمون

به من بگو وقتی که نور پاشیدی، بابام رو تو ندیدی؟



همینجا پیش من بود، نموند و رفت زود زود

اون بالا بالاها رفت

بابات پیش خدا رفت



خدا که مهربونه، پیش بابام می مونه

گریه نمیکنم من، که شاد نباشه دشمن


http://upsara.com/images/xum9tosy3dmi1614jyu.jpg





[ سه شنبه 13 خرداد 1393 ] [ 05:07 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]


بِسْمِ ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحیمِ

انالله وانّاالیه راجعون

 

شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به «ملاء اعلی»، دكتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی‏عصر ارواحنا فداه تسلیت و تبریك عرض می‏كنم. تسلیت از آنرو، كه ملت شهیدپرور ما سربازی را از دست داد، كه در جبهه‏های نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ایران، حماسه می‏آفرید و سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پبروزی حق بر باطل بود. او جنگجویی پرهیزگار و معلمی متعهد بود، كه كشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت و تبریك از آنرو كه اسلام بزرگ چنین فرزندانی تقدیم ملت‏ها و توده ‏های مستضعف می‏كند و سردارانی همچون او در دامن تربیت خود پرورش می‏دهد. مگر چنین نیست كه زندگی عقیده و جهاد در راه آن است؟

چمران عزیز با عقیده پاك خالص غیروابسته به دستجات و گروه‏های سیاسی، و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم كرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازی زیست، و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید.

هنر آن است كه بی‏هیاهوهای سیاسی، و «خودنمایی»های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف كند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.

و اما ما می‏توانیم چنین هنری داشته باشیم، با خداست كه دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند.

من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلكه به ملت‏های مسلمان و قوای مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم این مجاهد عزیز، تسلیت عرض می‏كنم. و از خداوند تعالی رحمت برای او، و صبر و اجر برای بازماندگان محترمش خواهانم.


اول تیرماه شصت

روح ‏الله ‏الموسوی‏ الخمینی




[ جمعه 9 خرداد 1393 ] [ 06:57 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]


مشکلات انسان های بزرگ را متعالی می سازد ؛

و انسان های کوچک را متلاشی ...
 



[ جمعه 9 خرداد 1393 ] [ 06:31 ب.ظ ] [ گمنام دعا کنید طلبه بشم ]

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :